head> چشم چشم دو ابرو

چشم چشم دو ابرو

یک شنبه 11 دی ِ 90 سالن چهارسو ،رپرتواری از آثار گروه دن کیشوت ، ردیف چهارم صندلی هشتم و نهم ؛ بارانی !

کار رو دوست داشتم ، یعنی به نظرم خوب بود با همه ی ایرادها و کاستی هایی که همه کارهای نمایشی دارند و این نرمال ِ به نظرم.

رفته بودم تا بتونم از متن ِ کار و بعضی آدم های ِ کار برای نوشته ی خودم چیزی دربیارم و توی ِ 100 و خرده ای دقیقه بیشتر خیره شدم به حرکت های دست و صورت ِ یکی از آدم های ِ نمایش که عزیزتر بود.

پنج شنبه 22 دی ِ 90 سالن چهارسو ، دوباره رپرتوار دن کیشوت و رونمایی از محسن و این بار ردیف 9 و صندلی های یک و دو .از اون بالا باز خیره شدم به حرکت و حرف ها و صورت ها و به خصوص آدم ِ خاص ِ نمایش ام.

معمولن هر نمایش رو -حتا اگر دوست نداشته باشم- دوبار می بینم و گاهی سه بار.یکی مثلن 10 روز از اولین اجرا گذشته ، بار دوم اجرا به نیمه رسیده و بار سوم آخرین روزهای ِ اجرا.

دوست دارم ببینم کار چقدر پیشرفت کرده یا پسرفت و برام خیلی جالب و قشنگه اگر بتونم توی بعضی دیالوگ ها یا مونولوگ ها یا حتا حرکت ها و حالت ها تغییر ببینم و به نظرم تئاتر می تونه این ویژگی تغییر رو داشته باشه -تا حدودی البته-

پنج شنبه و نوبت دوم دیدن ِ کار برام خیلی دل چسب نبود چون انتظارم برآورده نشده بود.حتا دیدن ِ دوباره ی آدم ِ مورد ِ نظر ِ نمایش و زل زدن به حرکات دست هاش هم راضی م نکرد.

برای ِ بار سوم که کار به انتهای اجرا می رسه ، دل ام می خواد دل ام خیلی تکون بخوره که البته بعید می دونم.

علی اصغر دشتی :

"ننه دلاور" ، "شازده کوچولو" ، "دن کیشوت" ، "پینوکیو" ، "ملانصرالدین" ، "شهرزاد" ، "گالیور" و افکاری که "رابین هود" ، و "زورو" را از خودشان عبور داده بودند ،؟! حالا با این همه نام که از خالق شان بزرگ تر شده بودند ، هیچ کس نبود!

نوشته شده در شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط بهارآذر نظرات () |